بنام  خدا



مظلومیت ورزش باستانی :


متاسفانه  ما ایرانیها همیشه  طبق این ضرب المثل رفتار می کنیم :

" مرغ همسایه  غازه"


بحث این پست به  ورزشهای رزمی  و اثرات مخرب این ورزشها بر فرهنگ اسلامی - ایرانی ما   مربوط می شود .


البته  قبل از آن می خواهم یک کلمه بگویم:


خودباختگی


بله !  ما ایرانیها  دچار خودباختگی شده ایم  زیرا  ورزش باستانی (  زورخانه ای )   را که ورزش سنتی چند هزار ساله مان است  بکلی فراموش کرده و دو دستی به ورزشهای وارداتی  مثل فوتبال ، ورزشهای رزمی ، پرورش اندام و ....  چسبیده ایم .


متاسفانه تبلیغات مسموم  صدا و سیمای میلی ایران  در معرفی و تحمیل کردن ورزشهای وارداتی  خصوصا فوتبال  موجب شده  که نوجوان ایرانی  عملا فراموش کند که ورزش واقعی و اصلی او  چه ورزشی است .


همان بلایی را که بر سر موسیقی سنتی اصیل ایرانی و سازهای ایرانی اوردند  ،  حالا همان بلا  را  بر سر ورزش سنتی اصیل ایرانی یعنی ورزش زورخانه ای  دارند می اورند . 


هجوم ملخ گونه ی صدها ورزش رزمی  خاور دور  که اکثرا با فرهنگ و تمدن و روحیات و آموزه های دینی و معنوی  ما ایرانیها  همخوانی ندارند عملا  عرصه را بر ورزش باستانی  تنگ کرده است .


میان صدها ورزش رزمی ژاپنی و چینی و تایلندی و کره ای و ....  فقط ورزش  نینجوتسو  را کم داشتیم که به لطف صدا و سیما و برنامه ی  "عصر جدید "  با معرفی  این ورزش ، جنس مان جور شد !!!


آیا می دانید نینجا   به چه کسی می گویند ؟؟


نینجا   یعنی  گروهی از رزمی کاران بی اخلاق و جنایتکار  ژاپنی که   با هر وسیله ای سعی می کردند  که سامورایی ها را  به قتل برسانند .  سامورایی ها برای خودشان مرام و معرفتی داشتند . مثلا از سم استفاده نمی کردند و از پشت به کسی حمله نمی کردند . 

به هر قیمتی حاضر نبودند پیروز شوند .   عملا سامورایی ها  اصول جوانمردی را رعایت می کردند .


اما نینجاها  دشمنان قسم خورده ی سامورایی ها بودند که با هر وسیله ای و به هر طریقی سعی داشتند به هدف شوم شان  برسند . 


نینجاها در اصل جاسوس و آدمکش و  پلید بودند و در خدمت دولتهای فاسد  ژاپنی  دست به هر جنایتی می زدند .


نینجاها هیچگونه اصول اخلاقی و جوانمردی را در جنگ با سامورایی ها  رعایت نمی کردند . 


حالا  این  نینجاها  ابتدا در قالب  انیمیشن لاک پشتهای نینجا  وارد فرهنگ مردم ایران شدند و  بعد  کم کم  حضور نینجاهای واقعی و انسانی را در برنامه ی عصر جدید می بینیم .


شاید خیلی از  شما  با  این طرز فکر ام کاملا مخالف باشید و اعتراض کنید  ولی بهرحال من فقط  نظر شخصی ام   را می گویم و رد می شوم . قضاوت با خودتان .


ورزش باستانی ایران یا همان ورزش زورخانه ای ، عملا  سالهاست که فراموش شده و مورد بی مهری مردم و مسئولین قرار گرفته است . 


چرا در برنامه ی عصر جدید حتی یک قهرمان ورزش باستانی  حضور نداشت ؟؟؟


واقعا چرا  ؟؟؟


چرا اینقدر روی  دختران  نینجا   مانور داده می شود ؟؟؟


آیا این یک استحاله ی فرهنگی نیست ؟؟


آیا این یک خودباختگی نیست ؟؟؟


آیا هیچکس  مظلومیت ورزش باستانی  را  نمی بیند ؟؟؟


چه کسی  پاسخگوی این استحاله ی فرهنگی است ؟؟؟


برای کسانیکه  با ورزش باستانی ایران آشنا نیستند  یک توضیح می دهم:


ورزش باستانی ایران ترکیبی از ورزشهای زیر است :


1- ورزش زورخانه ای ( قدرت بدنی . چیزی شبیه به پاورلیفتینگ )


2- کشتی پهلوانی ( پدر کشتی آزاد)



3- فنون رزمی و جنگی  ( مانند فن شیلنگ تخته که در ووشو بصورت راه رفتن روی دیوار است . یعنی نوعی کپی برداری چینی ها از ورزش ایرانی در ورزش خودشان ) . 


4- حرکات نمایشی (  پرتاب میل و ... شبیه به حرکات نمایشی ورزشهای رزمی خاور دور) 


5- فنون ماورایی ( قوای معنوی . فنون فراروانشناسی مثل ذهن خوانی و روشن بینی و ... بسیار شبیه به ورزش یوگا  )



عملا ورزش باستانی ایران  یک ورزش کاملا  ترکیبی  است .  هم کشتی است هم  پرورش اندام است  هم ورزش رزمی سنتی ایرانی  . هم ورزش نمایشی .  هم ریاضت و تهذیب نفس  و کسب قدرت معنوی .


با وجود ورزش باستانی  ما هیچ نیازی به ورزشهای وارداتی قدرتی و رزمی نداریم . حتی به  ورزش  رزم اوران  هم نیاز نداریم . 


اینهمه سبکهای مختلف و جورواجور  ورزشهای رزمی  واقعا به چه دردی می خورد ؟؟؟


بجز  اتلاف وقت و انرژی و پول  و مردد کردن  رزمی کار دربین سبکهای  مختلف که بسیار شبیه به هم هستند و  تفاوتهای اندکی دارند  هیچ نتیجه ی دیگری نداشته و ندارد .



یک مدت ، صدا و سیما   بخشی از  مسابقات ورزش باستانی را نشان می داد .  الان  اصلا از این ورزش  هیچ تبلیغی نمی شود .


همه می خواهند یا فوتبالیست شوند یا رزمی کار یا  بوکسور  یا  ....


درشرایطی که چینی ها  از  رونق یافتن ورزش سنتی شان ( ووشو ) در ایران خوشحال هستند   چرا ما نباید  به فکر  توسعه ی ورزش باستانی کشورمان در  کشورهای مختلف از جمله چین و ژاپن و کره باشیم ؟؟؟؟


چرا این خفت را تحمل می کنیم و ورزش اصیل ایرانی را  به کشورهای دیگر معرفی نمی کنیم ؟؟؟؟


دعوای  زشت بین  رئیس فدراسیون جهانی ورزش باستانی  و رئیس فدراسیون ورزش باستانی ایران در تلویزیون در چندسال پیش  تیر خلاصی بود بر  پیشانی  این ورزش .


بهرحال  تا زمانیکه خودمان  نخواهیم هیچوقت نمی توانیم از وابستگی  خلاص شویم .


ما مردم ایران ، ملتی  مسخ شده هستیم . گویا  ما را  طلسم کرده اند . 


هزار بلا بر سرمان می آورند اما هیچ صدایی از هیچکدام مان  بلند نمی شود زیرا از  مرگ یا شکنجه یا  زندان  یا ترور شخصیتی و بی آبرویی یا  ...... می ترسیم . 


یادتان باشد که خداوند در قرآن فرموده :


(( خداوند هرگز سرنوشت ملتی را عوض نمی کند مگر اینکه آن ملت خودشان برای تغییر سرنوشت اقدام کنند)) 


پس نباید انتظار داشته باشید  معجزه  ای رخ دهد و ما  نجات یابیم . باید خودمان سرنوشت مان را تغییر دهیم . 


استحاله ی فرهنگی در عرصه ی ورزش  ، بیداد می کند .  


فرهنگ مان را که نابود کنند  براحتی می توانند ما را قورت دهند .


هرچه بدبختی داریم از این صدا و سیمای لعنتی ایران است .   صدا و سیمای ایران بجز عوامفریبی و دوز و  کلک و خالی کردن جیب مردم  و تبلیغات مسموم  ، کار دیگری انجام نمی دهد .


صدا و سیمای ایران مدام  دارد زور می زند که اوضاع فرهنگی و اقتصادی و ...  ایران را  گل و بلبل  نشان دهد . درحالیکه نه گل است و نه بلبل . خار و خاشاک است .


کافیست این تلویزیون لعنتی را از خانه هایمان  دور بریزیم  و وارد خیابانها شویم و از نزدیک با چشم ، واقعیتهای تلخ جامعه ی ایران را ببینیم  و بعد به خانه هایمان برگردیم و زانوی غم  بغل گرفته  و  فکر کنیم  تا شاید  فرجی حاصل شود!


چون کار دیگری از دستمان برنمی آید . چون طلسم شده ایم . چون ما مردم ایران را  چیزخور کرده اند !  جدی می گم ما  مردم ایران  چیزخور شده ایم . جادو شده ایم .  قدرت نداریم از حق خودمان دفاع کنیم .



اوضاع ایران ، اصلا و ابدا   گل و بلبل نیست .  گول  این برنامه های  سخیف و بی محتوای  تلویزیون ایران را نخورید .


من شخصا از تلویزیون ایران بیزارم .  تمام وقتم را پشت کامپیوتر می گذرانم . حالم از صدا و سیمای ایران و این دروغها و تبلیغات سمی  اش  بهم می خورد .


ترجیح می دهم  24 ساعته پشت کامپیوتر باشم و خودم را سرگرم کنم   اما اصلا صدای نحس  عوامل صدا و سیمای ایران را نشنوم .  مخصوصا پیامهای بازرگانی اش را که واقعا نفرت انگیز و چندش اور هستند .



بهرحال  تا چندسال دیگه ، از ورزش باستانی ایران  بجز نام  ، چیز دیگری باقی نمی ماند .


بروید در مورد ورزش باستانی ایران  تحقیق کنید . ببینید آیا این ورزش  مفیدتر است یا صدها ورزش رزمی  مختلف خاور دور  ؟؟؟؟


بروسلی  یا  پوریای ولی ؟؟؟


برای بروسلی کافر و خشن  و دعوایی  و بی منطق و قاتل و شرابخوار و مغرور و بی عقل   اشک می ریزیم و تاسف می خوریم  اما هیچ شناختی از  جهان پهلوان   پوریای ولی  که  چشم برزخی داشت و  روشن بین بود و می توانست ذهن افراد را بخواند و دارای کرامات بود  نداریم !


واقعا مایه ی تاسف است . 


  پوریای ولی هم  کشتی گیر و پهلوان اول ایران  بود و هیچکس حریف اش نمی شد   هم مرتاض و روشن بین و صاحب مقامات معنوی و قوای مافوق طبیعی بود   و هم  دارای روحیه ی  صبر و  شکیبایی و تواضع بود  و  هم اینکه  شیعه ی 12 امامی و یک مسلمان و مومن واقعی بود  هم به فقرا و ضعفا  کمک می کرد و هم اینکه   جوانمردی و فتوت  را به حد کمال رسانده بود هم اینکه بی جهت با هیچکس درگیر نمی شد و از خشونت و دعوا بیزار بود .  نه در دوران کودکی نه در جوانی و نه در پیری  هرگز با هیچ انسانی درگیر نشد و مبارزه نکرد . فقط بصورت جوانمردانه  و قانونی ، کشتی می گرفت . همین .

حتی با شنیدن دعای مادر  پهلوان هندی ، عمدا طوری کشتی گرفت که از کشتی گیر  هندی شکست بخورد و عملا  همان لحظه  مقام خود را در آسمان دید و فهمید که چه  جایگاه بالایی در نزد خدا دارد .

هیچوقت  هم  ادعا نمی کرد و هیچوقت مغرور نشد . 



کدامیک از این صفات خوب و الهی   را  در بروسلی  می توانیم ببینیم ؟؟؟؟


من می گم  :  هیچکدام .   فیلمهای بروسلی  سرتاسر خشونت  و صحنه های دلهره اور است و عملا نوعی ترویج خشونت در جامعه است .  خود بروسلی هم از همان کودکی  یک انسان دعوایی و بی منطق و عجول و خودخواه و لجباز بود که مدام  سرش برای دعوا  و کتک کاری  درد می کرد .  طبق اعتراف خودش ، انسانی کاملا خداناباور ( کافر مطلق ) بود .

بشدت مغرور و خودخواه بود و اهل تواضع و فروتنی  ومشورت  نبود و بشدت اهل درگیری و مبارزه با  رزمی کاران مختلف  بود .  فقط می خواست شهرت جهانی بدست بیاورد و خودش را اسطوره ی ورزشهای رزمی بکند که به این هدف پوچ  دنیایی رسید .

چیزی از معنویت  و دینداری و خشوع و تواضع و  آرامش  و گذشت  در بروسلی دیده  نمی شود.


حالا بروسلی را  در یک کفه ی ترازو  بگذارید  و  پوریای ولی را در کفه ی دیگر.  خودتان قضاوت کنید .


شاید باور نکنید . چند وقت پیش یک کلیپ از فیلم اژدها وارد می شود را  دیدم . همان صحنه ای که بروسلی گردن  جکی چان را می شکند !!!

حالم بد شد . راست می گم  حالم واقعا بد شد .  این فیلم سرتاسر خشونت است . 


بعد همان موقع ، به یکی از تلاوتهای زیبا و دلنشین استاد عبدالباسط گوش دادم . باور کنید از این رو به اون رو شدم  اینقدر حالم خوب شد که احساس کردم در بهشت هستم .


با  خودم گفتم  تاجاییکه  قرآن و صدای ملکوتی استاد عبدالباسط  را در اختیار دارم   برای چی بروسلی خشن را تماشا  کنم و حالم بد شود ؟؟؟


دیگه  تماشا نکردم .  


ورزش باستانی  از اول تا  آخر با نام و یاد مولای متقیان امام علی (ع)  برگزار می شود. یک ورزش کاملا معنوی و الهی .   حالا این ورزش را با ورزشهای خشن و کثیف شرقی (خصوصا  نینجوتسو  )  مقایسه کنید .

+


بروزرسانی:


برخی دوستان مرا به قیاس مع الفارق متهم کردند  . من به آنها پاسخ دادم . نیازی نیست این پاسخ را مجددا  تکرار کنم . الان بروید ببینید این دخترهای نینجا  چه کار می کنند؟؟


مربی دختران نینجا ( مربی ورزش نینجوتسو )  امسال ( سال 1400 شمسی )  کاری کرد که گروه جوانمردان ایران ( ورزش باستانی )  مقام سوم را به دست اورد و باز هم شاهد خنده های شیطانی این زن مرموز بودیم 

سال گذشته قهرمان مچ اندازی جهان را با نیرنگ از دور مسابقات حذف کرد و خندید و امسال نیز ورزش باستانی را سوم  کرد و  تیم خودش را اول کرد و بازهم خندید . من به این خانم  شک دارم . احتمالا دارد لابی می کند که هرسال نفر اول باشد و حق همه را ضایع می کند .  امیدوارم اینطور نباشد و من اشتباه کرده باشم . نمی خواهم مرتکب گناه تهمت و افترا بشوم . امیدوارم در حذف قهرمان مچ اندازی جهان  و سوم شدن باستانی کاران هیچ نقش ای نداشته باشد . امیدوارم که مشکوک و مرموز نباشد  .


اما شاید یک سناریوی مخوف  در کار باشد :

این خانم مربی نینجوتسو  در برنامه ی عصر جدید مرتبا  قهرمانهای واقعی را از دور خارج می کند و عملا فرهنگ مافیایی ورزشهای خاور دور را بر ما تحمیل می کند و به ریش ما می خندد .

به خنده های مرموز  این خانم خوب دقت کنید . او این استعداد را دارد که به لاریجانی دوم تبدیل شود و یک شبیخون فرهنگی نرم و بی صدا را در قالب ورزشهای خاور دور بر فرهنگ ما ( ورزش باستانی )  تحمیل نماید .


امیدوارم این خانم محترم ، حقیقتا  هیچ نقشه ای در سر نداشته باشد و فرهنگ و ورزش باستانی ما ایرانیها را نابود نکند .



بحث بر سر استحاله و شبیخون فرهنگی است وگرنه من خودم شخصا از افراد قوی و جوانمرد و با گذشت خوشم می آید و از میان رزمی کارهای دنیا نیز اتفاقا فقط  همین بروسلی را قبول دارم و بقیه را اصلا بعنوان رزمی کار قبول ندارم چون رزمی کار نیستند بازیگر سینما هستند و در خدمت مافیای جهانی حاکم بر سینما اما بروسلی یک رزمی کار واقعی و حقیقی بود  ولی قبول کنید که بروسلی قاتل بود  حالا چه قتل عمد و چه قتل غیرعمد فرقی نمی کند و به دلیل ترس از زندان با آرایش زنانه و بصورت قاچاقی به آمریکا گریخت و آنجا نیز تا توانست با اساتید ورزشهای رزمی درگیر می شد و اصلا انسان نرمال و طبیعی نبود . به شدت مغرور و خودخواه بود و حرف و نصیحت هیچکس را قبول نداشت و خودش را از همه بالاتر می دانست .  


همین غرور و خودخواهی و  تکبر موجب سقوط اخلاقی او در سینما شد و عملا  عجول بودن اش نیز موجب مرگ اش شد . حالا اینکه قاتل بروسلی چه چیزی یا چه کسی بوده اصلا مهم نیست . مهم اینست که ما نباید مرغ  همسایه را غاز ببینیم که متاسفانه می بینیم .  همه ی حرف من همین بود : مرغ همسایه را غاز نبینیم . تمام . 


+


موضوعات وبلاگ وحیدمی :

من  در تمامی پستهای وبلاگ وحیدمی ، سعی می کنم لااقل یک اشاره ای به موضوعات این وبلاگ داشته باشم . به همین دلیل برای تمامی پستهای این وبلاگ ،  تمام جعبه های موضوعات  وبلاگ  شامل  Idea ،  Assembly  ،  vahidmy  ، Music  ، Binary ، OS ، Weblog ، IT   ؛  را تیک می زنم که البته در دنیای وبلاگنویسی،  این رفتار ؛   کاری مضحک  و بی معنا و غیرحرفه ای محسوب می شود  ولی من به این قواعد و استانداردهای وبلاگنویسی اهمیت نمی دهم و دوست دارم هرطور که دلم می خواهد وبلاگنویسی نمایم و آزاد باشم . لذا  همینقدر که یک اشاره ی کوچک به این موضوعات در همین پاراگراف شد ،  از نظر خودم ، کافی است !!

من تافته ی جدابافته هستم و به سبک خودم وبلاگنویسی می نمایم  و به استانداردهای دنیای وبلاگنویسی اهمیت نمی دهم و برایم مهم نیست که مخاطبان پشت سرم چه می گویند . من به اشتهای مردم غذا نمی خورم و نگران حرف و حدیثهایی که مردم پشت سرم در می آورند نیستم و بی خیال و خونسرد هستم .

من رسومات  کهنه ی دنیای  وبلاگنویسی و مرزهای علم را جابجا می کنم !!

از نظر من ضرورتی ندارد که محتویات یک پست با موضوع مربوطه همخوانی داشته باشد لذا مجبور نیستم در تمام پستها در رابطه با  موضوعات وبلاگ ام  ، مطلب بنویسم . همینقدر که در همین پاراگراف که در تمام پستها انرا کپی  و الصاق می نمایم ، به این موضوع اشاره کردم از نظر خودم کفایت می کند !!


از نظر شما اینکار نوعی ترول گری و اسپم سازی است ولی من اهمیت نمی دهم که اینکار اسپم می باشد یا نه . می توانید پشت سرم هرچه قدر خواستید حرف بزنید و مرا مسخره کنید و به من بخندید ولی من اصلا اهمیت نمی دهم  .


این پاراگراف در تمامی پستهای وبلاگ وحیدمی  توسط خودم ، عینا الصاق و تکرار می شود .


+






وحید محمدی  -  وبلاگ  وحیدمی 


http://vahidmy.blog.ir