بنام خدا


وبلاگ هدف نیست ابزار است :


در دهه  60  شمسی  در تلویزیون ایران  ، قبل از شروع اخبار ورزشی که همیشه  هنگام عصر پخش می شد و مجری اش  صدای زیبایی داشت ،   یک جمله  توجه مرا جلب کرد :


ورزش  ، هدف نیست


این جمله  روی یک تابلو بود .  اون موقع من با وجود اینکه سن کمی داشتم ولی این جمله  مرا  به فکر فرو برد .  با خودم می گفتم یعنی چی که ورزش هدف نیست ؟؟؟


بعدا که بزرگتر شدم و  حواشی ورزش  خصوصا  فوتبال را دیدم  و شاهد بحرانهای بزرگ  بعد از صعود  تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 98 فرانسه  بودم و شنیدم  که خیلی ها بعد از  صعود ایران از شدت هیجان یا تلویزیون را شکسته اند یا خودشان سکته ی قلبی کرده و دار فانی را  وداع گفته بودند ، حس خیلی بدی به من دست داد .


با حاشیه سازیهای یکی از مجریان  و گزارشگرهای معروف و مسن و قدیمی  برنامه  های فوتبالی تلویزیون  که  عملا فوتبال را به زور توی حلق مردم ایران  فرو کرد   و حوادث بعدی و حاشیه هایی که این آقا ( جواد خیابانی ) ایجاد کرد   ،  من  متوجه ی معنای اون جمله روی اون تابلو  در دهه  60 شمسی  شدم !!


شاید خیلی کودن بودم که   معنای این جمله را  اینقدر دیر فهمیدم .  ولی بالاخره فهمیدم .


بله ، ورزش خصوصا فوتبال  ، هدف نیست . ابزار است .   تنها هدف از ورزش کردن ، سلامتی و نشاط و تقویت عضلات و تقویت نیروی اراده و رسیدن به مهارتهای ضروری مثل دفاع شخصی و  مبارزه با دشمن  یا  توانایی بلند کردن اشیای سنگین  یا  جلوگیری از غرق  شدن در دریا   و.....   می باشد .


ورزش یعنی تقویت جسم و روح و نیروی اراده .  ورزش ابزاری است برای رسیدن به  تقویت قوای جسمانی و روحانی انسان .  ورزش هدف نیست  ، ابزار است .


اینکه حالا فوتبال متاسفانه به هدف تبدیل شده و بر سر آبی یا قرمز بودن ،  خون و خونریزی به پا می شود  هیچ ربطی به روح ورزش ندارد  . به تعصبات پوچ و سخیف مدعیان ورزش مربوط می شود . به کسانیکه خیلی واضح  می گویند من روی  فلان تیم و فلان رنگ تعصب دارم !!


این از ورزش ، اما می رسم به بحث اصلی وبلاگ ام یعنی خود وبلاگ .



بحث این پست دقیقا به مبحث وبلاگ و وبلاگنویسی مربوط می شود و اگر از ورزش مثال زدم فقط برای این بود که ذهن مخاطب را آماده کنم  وگرنه این پست هیچ ربطی به ورزش نداشت .


خیلی واضح و شفاف می گویم :  من  در این پست   ،  درزمینه ی وبلاگ و وبلاگنویسی و  سرویسهای وبلاگدهی  حرف می زنم .  کاری به ورزش و حاشیه هایش ندارم .  کاری به پزشکی به اصطلاح مدرن و  حاشیه های مرگبارش ندارم  ( در مورد  پزشکی مدرن و جنایاتی که در ان  رخ می دهد به پست قبلی مراجعه کنید . یک پست کاملا دردناک و تلخ ) . 

  


هسته ی مرکزی تمامی  پستهای وبلاگهای من ،  در مورد وبلاگ یا زبان اسمبلی  است .  البته  قصد ندارم قداست زبان برنامه نویسی اسمبلی را  با پستهایم  به لجن بکشانم .   چون یکی از دلایلی که من وبلاگنویس شدم  تبلیغ و ترویج زبان اسمبلی است . این دلیل اصلی من برای وبلاگنویسی است .

اما اصلا دوست ندارم  با دفاع بد از زبان اسمبلی  ، ناخواسته این زبان مقدس و مظلوم را  بدنام و بی اعتبار کنم . خدا می داند که اصلا چنین نیتی ندارم .


به قول معروف : اگر می خواهی کسی یا چیزی را نابود بکنی  خوب به او حمله نکن ، بد از او دفاع کن .


امیدوارم من مصداق این حرکت ظالمانه نشده باشم و ناخواسته  و با دستان خودم این زبان پاک را  در نزد کاربرها بدنام و بی اعتبار نکرده باشم .


من زبان اسمبلی را در دهها وبلاگ ترویج می کنم  و سعی می کنم  تا جای ممکن از حاشیه ها دور باشم .  تمام تلاشم بر این  است که حرمت این زبان (اسمبلی)  را  نگه دارم .


ولی خب  در کنار  زبان مقدس اسمبلی  ، خود وبلاگ  و  وبلاگنویسی  هم یکی از موضوعات اصلی تمامی وبلاگهایم می باشد . 


+

وارد بحث اصلی می شوم :


وبلاگ ، هدف نیست ؛ ابزار است .   متاسفانه  در برخی سیستمهای وبلاگدهی خصوصا بیان ، برخی  از  بلاگرها  به طرز وحشتناکی عاشق و دلباخته ی وبلاگ شان هستند . همیشه دنبال این هستند که وبلاگ شان جزو وبلاگهای بروز و برتر باشد . از اینکه  چرا تا  این لحظه  اسامی وبلاگهای برتر  توسط شرکت بیان  اعلام نشده  نگران و دلواپس هستند !!!


همیشه دنبال این هستند که بهترین قالب را برای وبلاگ شان  بسازند یا سفارش دهند و متاسفانه هیچوقت هم  راضی نمی شوند و وسواس دارند .


این خیلی بد است .  وابستگی و دلبستگی به دنیا و ظواهر دنیایی واقعا  بد است .  به دنیا و زخارف دنیا  نباید دل بست .  از دنیا و   امکانات دنیا  باید  استفاده کرد  و لذت برد  اما نباید دلبسته شد .


بین  استفاده از دنیا  و  دلبستگی به دنیا ، از زمین تا آسمان هفتم فرق است . این دو را  نباید با هم اشتباه گرفت .


آدم عاقل از دنیا و ابزارها و امکانات و نعمتهای دنیا استفاده می کند و لذت می برد ولی دل نمی بندد .   دلبستگی به دنیا  باعث  ایجاد  غم و اندوه می شود . یک  اندوه همیشگی  در دل انسانهای دنیاپرست وجود دارد .

 انسانهای دنیاپرست همیشه غمگین و افسرده هستند . چون قانع نیستند و مدام حرص می زنند و طمعکار می باشند  .

این افراد بلد نیستند قناعت کنند . قناعت ، گنج ای است که پایان نمی یابد .




یکی از مظاهر فریبنده دنیا ، همین کامپیوتر و اینترنت و البته  سایت و وبلاگ و فناوری اطلاعات و حاشیه هایشان و دردسرهایشان و دنگ و فنگهایشان  است .  فناوریهای مدرن در دنیای کامپیوتر ، بجز فریب چیز دیگری نیست .



می خواهم بگویم  وبلاگ،  ابزار است و نباید انرا بعنوان هدف در نظر بگیریم .  وبلاگ هدف نیست .  ابزاری برای بیان افکار و  اعتقادات و نظرات و دانش و تجارب و اتفاقات جاری دور و برمان است .  


اینکه دو دستی به وبلاگمان بچسبیم و نگران باشیم که چرا بعد از چندسال  بلاگر برتر بودن ، حالا اسامی وبلاگ های برتر  سال  97  اعلام نمی شود   یا اینکه نگران باشیم که چرا  وبلاگمان بروز نمی شود و در لیست وبلاگهای بروز نیست  یعنی دلبستگی به وبلاگ  یعنی  دنیاپرستی . این یک آفت فکری است .



من خوشحالم که به هیچ سیستم وبلاگدهی وابسته و دلبسته نیستم .  چون من از وبلاگنویسی فقط  یک هدف را دنبال می کنم  : ترویج افکارم و ترویج ابزارهای مفید . حالا این افکار و ابزارهای مفید  را می توانم در هر سیستم وبلاگدهی که دلم بخواهد  به  کاربرها معرفی کنم .



مثلا  بزرگترین هدف من از وبلاگنویسی ، ترویج زبان اسمبلی است .  برای من هیچ فرقی نمی کند که زبان اسمبلی را در کدام سیستم وبلاگدهی ترویج کنم .   چون سیستم وبلاگدهی برایم هیچ  اهمیتی ندارد . حتی خود وبلاگهایم برایم اهمیتی  ندارند .  تنها زبان اسمبلی این وسط برایم اهمیت دارد .



من  آزاد و رها هستم و  خودم را به هیچ  سیستمی  محدود  نکرده ام .  الان توی بیان  هستم ، 5 دقیقه ی بعد توی بلاگ اسکای ، 5 دقیقه ی بعد توی فارسی بلاگ ، 5 دقیقه ی بعد توی مهدی بلاگ ، 5 دقیقه ی بعد توی  رزبلاگ ، 5 دقیقه ی بعد توی لوکس بلاگ ، 5 دقیقه ی بعد توی بلاگفا  و ...........


می بینید که اصلا برایم اهمیتی ندارد که در کجا باشم .  اصلا به  سیستم وبلاگدهی و محدودیتهای فنی اش  اهمیت نمی دهم . اصلا به دنبال این نیستم که وبلاگم  جزو  وبلاگهای برتر یا  وبلاگهای بروز باشد . اصلا به این زخارف دنیایی و مادی  اهمیت نمی دهم و  دلبسته نیستم.


اصلا این چیزهای کم ارزش دنیایی برایم هیچ  ارزش و اهمیتی ندارند .   من فقط می خواهم یک  ابزار بسیار قدرتمند و عالی و البته مظلوم یعنی زبان اسمبلی را  احیا کنم و  در این مسیر ،   وبلاگ برای من  فقط در  حکم یک ابزار است . 



من  آزادانه در تمامی سیستمهای وبلاگنویسی از زبان اسمبلی  تبلیغ  می کنم و کاری هم ندارم  که   کاربران  به پستهایم ووبلاگهایم اهمیت می دهند یا نه .  زیرا من وظیفه ام یعنی معرفی و  احیای زبان اسمبلی را  انجام  می دهم   و این مسئولیت  سنگین را برعهده گرفته ام  تا خدمتی هرچند ناچیز به جامعه ی برنامه نویسان کرده باشم . 


من خوشحالم  که  دارم  وظیفه ی شرعی و قانونی ام را  انجام  می دهم  .  وظیفه ی من این است   که زبان اسمبلی را  در ایران  احیا کنم  و آزادی و آزادگی را به برنامه نویسان هدیه دهم .  من دنبال انجام وظیفه هستم و اجر و پاداشم را از خدای قادر متعال  می گیرم نه از مردم .



من هرگز دنبال عیدی و پاداش  و پول  و مدال و درجه و جایگاه اجتماعی و  جام قهرمانی  و نشان افتخار و   جایزه و لوح تقدیر و شهرت و محبوبیت و   سایر  مظاهر دنیایی  نبوده و نیستم  و نخواهم بود .   چون در هیچ مسابقه ای شرکت نکرده و نمی کنم و نخواهم کرد .  چون اهل مسابقه دادن نیستم .  اهل رقابت نیستم .  دنبال مطرح کردن خودم و شهرت نیستم .


با هیچکس  مسابقه نمی دهم و رقابت  نمی کنم .


از هر نوع مسابقه ای متنفر و بیزارم و اصولا برنامه های تلویزیون خصوصا مسابقات تلویزیونی را به ندرت  و با اکراه نگاه می کنم و اصولا از مسابقه و تماشای مسابقه و مسابقه دادن و رقابت بیزارم و متنفرم و عملا هیچ علاقه ای به این شوها و نمایش ها ندارم .


من از هر نوع مسابقه و مبارزه و رقابت بیزارم و متنفرم .


این بخشی از اخلاق ام می باشد .


اصولا از کودکی تا الان از تماشای مسابقات و یا شرکت در هر نوع مسابقه یا رقابت خودداری می کردم .


زیرا ذاتا از هرنوع مسابقه بیزارم و خوشم نمی آید  .



دنبال تی شرت زرد رنگ  مسابقات برنامه نویسی بیان  نیستم !

دنبال سکه ی بهارآزادی نیستم !

دنبال 5000 تومان عیدی روز عید غدیر نیستم و اصلا برایم مهم نیست  و بابت اش  کامنت نمی گذارم  و  خودم را برای شرکت بیان ، شیرین و لوس  نمی کنم  و سنگ این شرکت را به سینه نمی زنم   .  با این 5000 تومان  ،  نه پولدار می شوم  نه  بی پول .



هرگز توقع ندارم که شرکت بیان  بازهم از این کارهای خوب (!!!)  انجام دهد و مرا بیش از این  دنیادوست و متملق  و چاپلوس ،   بار بیاورد و  فریب دهد تا من یادم برود   که سالهاست سرویس پست الکترونیک هد  شرکت بیان هنوز افتتاح نشده است  و موتور جستجوی سلام  تحت هیچ شرایطی کار نمی کند و به درد سطل  آشغال می خورد .


بجز سرویس وبلاگدهی پولی و محدود کننده و انحصاری  و  یکسری اطلاعات امنیتی ، سایر محصولات  توهمی و   نداشته ی  شرکت  بیان  به  درد سطل آشغال می خورند . من منتظر  افتتاح آشغال نیستم بلکه  انرا توی سطل زباله می اندازم .


این آشغالها یعنی  پست الکترونیک  هُد   و ابرجستجوگر  سلام   را توی سطل زباله بیاندازید و خودتان را خلاص کنید  و بی جهت بابت افتتاح دروغین این آشغالها  انتظار نکشید .


از این پیشوند   اَبَر    واقعا  خنده ام می گیرد .   این چه جور  اَبَرجستجوگر است که  با هزار  جستجوگر قدرتمند خارجی هم نمی توانی از او استفاده بکنی و هیچ  کارکردی ندارد و اصلا قابل استفاده نیست  ؟؟؟


من هر کاری کردم از این  به اصطلاح  ابرجستجوگر   نتوانستم استفاده بکنم .  یک اسباب بازی آشغال را  به شما  معرفی کرده اند و کاملا انحصاری هم هست  یعنی حتی به خود بلاگرهای بیان هم   ارائه نمی دهند .



عدم افتتاح پست الکترونیک  هُد  هم  تاوان  تهمتها و دروغهای شرکت بیان علیه   سایر پستهای الکترونیکی  شرکتهای ایرانی بود .  چوب خدا  صدا  ندارد .


ما  ایرانیها فقط بلدیم  با کلمات بازی کنیم  .  اَبَرجستجوگر  سلام !!!!!!



برخی ها بعد از  سالها  هنوز نفهمیده اند که  شرکت  بیان  آنها را سرکار گذاشته است  و هنوز انتظار می کشند  فلان آشغال افتتاح شود !!


کدام سرویس ایمیل ؟؟؟    کدام موتور جستجوگر ؟؟؟   


بیان فقط بلد بود علیه سایر سرویسهای ایمیل  ایرانی  که  کار می کردند و قابل استفاده بودند  و  انحصاری نبودند   حرف مفت بزند و تهمت بزند  و  با حیثیت و  آبروی اونها  بازی کند ولی خودش نه دانش  و سواد  طراحی و ساخت سرویس ایمیل را دارد نه   توانش را دارد . فقط می خواست خودش را این وسط مطرح  کند و بگوید : من هم هستم . .



  سالها  گذشت و شما  حتی  رنگ  سرویس ایمیل هد را ندیدید و  نخواهید دید .



از همان اول هم ، مشخص بود که بیان  قادر نیست این دوتا محصول ناقص الخلقه  اش را  افتتاح کند و نسبت به رقبایش حسادت کرده بود  چون بی سواد بود    لذا دست به تخریب  چهره ی سایر شرکتهای  ایرانی زد و عملا  رسوایی و جنجال به  پا کرد .


بیان با اون رفتار زشت و غیرحرفه ای اش  فقط خودش را بی عزت و بی آبرو  کرد .  مردم در طول 8 سال  ، سیستم  عامل  در حد ویندوز 10  می سازند  ولی بیان در طول این مدت هنوز نتوانست این دو محصول ناقص الخلقه و مزخرف اش را  تکمیل و افتتاح کند . 


واقعا  خنده ام می گیرد وقتیکه سیستم بیان از محصولات نداشته اش  تبلیغ می کند . یک دل سیر  می خندم . 


موتور جستجوگر سلام را با دهها موتور جستجوگر قدرتمند معروف دنیا باید تجهیز کنی باز هم  کار نمی کند !!!! 


من  موتور جستجوگر  پارسی جو را  به  سلام   معرفی کردم  ولی بازهم کار نکرد که نکرد !!!



دلبستگی به وبلاگ  و البته دلبستگی به  سیستم  پولی و انحصاری و مکار شرکت  بیان   و محصولات ناقص الخلقه  و مضحک  شرکت بیان ( هد و سلام و زال و ...)     واقعا  خنده دار است .  الان دارم یک دل سیر می خندم . 


شرکت بیان با این محصولات احمقانه و ناقص،  فقط خودش را  مسخره کرده است  .  


 


بیان ، خانه ی دوم  من نیست . بیان یکی یک دونه نیست .   بیان بی همتا نیست .  بیان بی نظیر نیست .    بیان  یک سرویس وبلاگدهی پولی و انحصاری و دروغگو و مکار   است  و عرضه ی ساخت یک ایمیل و یک جستجوگر را ندارد . همین و بس .



صباایده هم  با آن عظمت و محصولات قدرتمند ومعروف و محبوب و   با کیفیت اش   هیچوقت خانه ی دوم من   نخواهد بود  .


صباایده  هزارتا   مثل بیان را توی جیب شلوارش می گذارد .  ولی بازهم خانه ی دوم من نیست .


میهن وب هاست هم  هیچوقت بهترین  هاستینگ ایران نبوده و نیست  چون خودم  از این هاستینگ  مزخرف و دروغگو و منافق  ؛  هاست و سایت خریدم  ولی هیچوقت سایتم در نتایج گوگل ظاهر نشد و  مدام  رونویسی می شد و محتویاتش حذف می شد و فقط پول ام  هدر رفت  و پشیمان شدم.


 

من  گول تعریف و تمجید  برخی کاربران چاپلوس از میهن وب هاست را خوردم  .



وقتیکه این پستهای چاپلوسانه را در برخی سایتها می خوانم واقعا  حالم بد می شود .



مثل  تملق و چاپلوسی از فلان شرکت یا فلان سرویس وبلاگدهی یا فلان هاستینگ و ...


این تملق گویی ها  اکثرا دروغین و فریبنده هستند . 


به قول معروف: مشک آنست که خود ببوید ،  نه  آنکه عطار بگوید .


اگر سیستمی  درست و کامل و بی عیب باشد  نیازی به تملق گویی و تبلیغات ندارد .



 خب از بحث خارج شدم  . برمی گردم به بحث اصلی :



الان من خوشحال هستم و با خوشحالی دارم این مطالب را می نویسم  و  از اینکه به هیچ  وبلاگ یا سیستم وبلاگدهی یا سیستم هاستینگ   وابسته نیستم  و آزاد و مستقل هستم   واقعا  لذت می برم .  دلبستگی به وبلاگ  و سایت  و قالب هایشان    از مصادیق دنیادوستی و دنیا پرستی است که نتیجه ای بجز اندوه و نگرانی و استرس  ندارد  .  دنیاپرستی  یک نوع غم و اندوه مرموز را  به روح و جان انسان  وارد می کند و انسان همیشه مضطرب و نگران  است و  روح و روانش درگیر مسائل کم اهمیت می شود .



هروقت یاد گرفتیم که به دنیا و زخارف فریبنده اش  دل نبندیم و در بند مادیات نباشیم و خونسرد و بی خیال باشیم و از حاشیه ها بدور باشیم   و  هدف اصلی ( کسب رضای خدا )  را  دنبال کنیم  انوقت  این  خوشحالی و شعف و لذت معنوی در قلب و جان و روح  ما  تجلی می یابد . 


من برای رسیدن به هدف کوچک دنیایی (ترویج زبان برنامه نویسی اسمبلی)   از روی خودم  (هوای نفس ام  )  و وبلاگهایم و سیستمهای وبلاگدهی  و  هاستینگها و شرکتها   مثل بولدوزر  رد می شوم و بی اعتنا به همه چیز  فقط   هدف کوچک دنیایی  را  دنبال می کنم تا انشاء ا...  به هدف بزرگ  آخرتی و معنوی  یعنی  رضای خدا  برسم .



تمام حرف ام در این پست این است : به دنیا دل نبندید  بلکه از دنیا استفاده کنید .



اینکه تمام هم و غم ما این باشد که وبلاگمان حتما امسال ( سال 98 )  در ردیف وبلاگهای برتر قرار گیرد  واقعا  نمادی از  دنیاپرستی و مادی گرایی و دلبستگی به وبلاگ  است .  یعنی اینکه هدفمان از  وبلاگنویسی را بکلی فراموش کرده ایم و این یک آفت ذهنی است که باید از مغزمان بیرون بیاندازیم .



هدف از وبلاگنویسی ، ارایه  افکار و  عقاید شخصی و روشنگری و افشاگری و بیان حقایق و دغدغه هاست  نه اینکه  با یکدیگر کورس بگذاریم .  هیچ مسابقه ای در کار نیست . 


هیچ  رقابتی در کار نیست . اگر هم باشد من در این رقابت و مسابقه  هرگز شرکت نمی کنم . چون من به  وبلاگهایم دل نبسته ام . من هدفی والاتر و مهمتر دارم .


من در زندگی واقعی  هیچ وقت در هیچ  مسابقه ای شرکت نکردم . در فضای مجازی هم در هیچ مسابقه و رقابتی  شرکت   نکردم و   نمی کنم .   چون هیچ علاقه ای به این نمایش ها  و  شو ها  ندارم . 


 نمایش های مسخره ای مثل  مسابقه ی وبلاگ نویسی (مسابقه ی:   ((من امروز  ، 10 سال قبل))   از طرف  میهن بلاگ : داور: یک سلبریتی معروف و همه فن حریف  )   ، مسابقات برنامه نویسی ( شرکت بیان )  و ...   همگی  از نظر  من  یک شوی  بی ارزش هستند .


من هیچ علاقه ای به شرکت در این مسابقات ( شوهای بی ارزش)  ندارم .



نه  وبلاگنویسی و نه  برنامه نویسی و نه داستان نویسی و نه  هیچ چیز دیگری نیازی به مسابقه ندارد . 



 اگر کسی   در این   موارد ،  تجربه و دانش کافی و مهارت لازم  را   داشته باشد  خیلی زود  همه  متوجه می شوند و به او مراجعه می کنند .  .  نیازی به برگزاری مسابقه  و  ضربه زدن به بیت المال مسلمین و   خودنمایی   نیست .



من به بیان وابسته نیستم . به بلاگ اسکای وابسته نیستم . به بلاگفا و میهن بلاگ وابسته نیستم .  به پارسی بلاگ و فارسی بلاگ و مهدی بلاگ و  رز بلاگ  و  ..... وابسته نیستم .


به همین جهت با  خیال راحت علیه همه ی این سرویسها  و شرکتها  حرف می زنم . چون هیچ   نیازی به اینها ندارم  و هیچ وابستگی به اینها ندارم و کاملا مستقل هستم .



من یک بلاگر سیار و  آزاد  هستم و خودم را از همه ی قید و بندهای درونی و باطنی  خلاص  کرده ام .   البته به قوانین سیستمهای وبلاگدهی احترام می گذارم  اما  به قید و بندهای ذهن خودم  اعتنا نمی کنم  و هرگز خودم را اسیر  فلان سرویس وبلاگدهی یا هاستینگ یا شرکت  نکرده و نمی کنم .   



 بهرحال خودم را تنها در یک سیستم وبلاگدهی  ، اسیر نمی کنم  و آزادانه  بین سیستمها  پرواز می کنم  . مثل یک  عقاب .



این یعنی آزادی و آزادگی و این یعنی اینکه فقط   خدا  را در نظر بگیرم   و  آزاده باشم .



وبلاگهای من صدها  شعبه دارند .   من همه جا هستم . اگر دوست داشتید می توانید  به من در همه ی سیستم های وبلاگدهی سر بزنید .  البته بعید می دانم وقتی برای اینکار داشته باشید  چون گرفتار هستید . 


پس هروقت  بیکار شدید و  عملا گرفتاریهایتان تمام شد  بیایید و در سایر سیستمهای وبلاگدهی  مرا  ملاقات کنید . از دیدن تان  خوشحال می شوم .



 این پست فقط یک توصیه بود  و موقع تایپ کردنش نیز خوشحال بودم خصوصا وقتیکه عجز و ناتوانی شرکت بیان در افتتاح پروژه های ناقص الخلقه و مزخرف و مسخره اش را   با صدای بلند  اعلام کردم .  


من حدس می زنم که  شرکت بیان قصد دارد  این سرویسهای ناقص الخلقه اش( سرویس پست الکترونیک هد و  ابرجستجوگر سلام و .... )    را در حضور امام زمان (عج)  افتتاح کند یا اینکه  جلوی پای  حضرت این دو  موجود مضحک  و  مشنگ  را  قربانی کند .  پس تا آن موقع   صبر کنید . صبر کنید . صبر کنید   تا مرادتان از راه برسد  یا  زیر پایتان  علف بروید ....

ای خدا  چقدر خندیدم ....    چه حالی میده  این شرکتهای پول پرست و انحصاری و دروغگو و مکار  مثل  بیان  رو  رسوا بکنی . 


من  هیچ  تعارفی   با شرکت بیان ندارم . اگر این وبلاگ از دسترس خارج شد   کافیست  کلمه ی  Fasm  را توی گوگل  سرچ کنید  تا مرا پیدا کنید .


هر وبلاگی که در مورد  Fasm  صحبت کرده باشد و انرا  اپلود کرده باشد و مزایایش را گفته باشد و علیه زبانهای سطح بالا  حرف زده باشد   به من تعلق دارد . 



Fasm =  وحید محمدی   


اگر پیدا نکردید  عبارت  فَسم   را  سرچ کنید تا مرا پیدا کنید .


http://fasm.farsiblog.com



به زودی  این  کلمه ی  Fasm  را در صدها وبلاگ  پیدا خواهید کرد . 


پس نیازی نیست  خودم را اسیر سیاستهای انحصاری و ضد کاربری  شرکت بیان بکنم  و  به خودم بابت  سرویسهای توهمی و ناقص  وعده بدهم .



تا بعد ...

+

 


+



وحید محمدی - وبلاگ  وحیدمی


https://vahidmy.blog.ir


https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml



غلام  همت  آنم  که  زیر چرخ کبود      زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    (حافظ) .