به نام خدا

چند نکته:


1- اگر من بجای  استاد محمدرضا شجریان بودم بدون ترس از واکنش و قضاوت مردم ایران ، هم در رادیو و هم در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در تمام این سالها  ( 1357 تا 1397  ) همزمان هم آواز می خواندم هم قرآن تلاوت می کردم هم  مناجات می خواندم هم اذان می گفتم !


بله این یک تابو می باشد که باید شکسته شود. کی گفته قاری قرآن نباید  خواننده  شود؟؟

کی گفته خواننده نمی تواند قاری قرآن شود ؟؟؟


الان اگر استاد کریم منصوری خواننده شود من اصلا او را سرزنش نمی کنم بلکه خوشحال هم می شوم و او را تشویق می کنم . 


من شخصا از افرادی مثل استاد حاج غلامعلی کویتی پور که هم مداح اهل بیت است هم خواننده و هم آهنگساز و هم موسیقیدان  و  تعصب بیجا ندارد و ذهن اش باز است خوشم می آید .  ایکاش بقیه ی مداحان ایرانی مثل استاد کویتی پور  سواد موسیقی و اهنگسازی داشتند و اینقدر آهنگ و ریتم آثار خواننده های  معروف ایرانی را در مداحی  بکار نمی بردند .  این کار یعنی اینکه این مداح محترم سواد موسیقیایی و اهنگسازی ندارد و خلاقیت ذهنی ندارد و عینا از روی اثار خواننده های حرفه ای ،  کپی برداری می کند! 



در میان مداحان اهل بیت فقط  کویتی پور را قبول دارم چون یک مداح واقعی است و صاحب سبک است و  با سواد است  و خودش اهنگساز و موسیقیدان است و جیغ و داد  نمی زند و مثل بچه ی ادم ،  درست از حنجره اش استفاده می کند لذا حتی الان هم که پیر شده رنگ صدایش و البته کیفیت صدایش ذره ای تغییر نکرده و به همان خوبی دوران جوانی می تواند مداحی کند . چون کارش را بلد است . 


تلاوت قرآن یا خوانندگی یا مداحی یا اذان  یا مناجات خوانی ،   با  داد و فریاد و جیغ زدن از زمین تا آسمان هفتم فرق دارد . ایکاش قاریان و مداحان ایرانی این حقیقت را درک می کردند و اصول اولیه ی صداسازی را یاد می گرفتند و اینقدر جیغ و فریاد نمی زدند . 

بهرحال یک قاری قرآن مثل استاد کریم منصوری می تواند خواننده نیز باشد و یک خواننده مثل استاد شهرام ناظری می تواند قاری قرآن نیز باشد و این هیچ مشکل  شرعی یا عرفی یا قانونی یا اخلاقی ندارد . اگر کسی بگوید نه اشکال دارد و زشت است و کاری بی معناست  و عرف جامعه ی ایران این حرکت را زشت می شمارد  بدانید در همان تابوی ذهنی گیر کرده . بله این یک تابو می باشد که ناشی از جمود فکری است  و باید این تابو را در هم شکست . 



این فقط یک تحجر فکری است که در هیچ کشوری ندیدم بجز ایران . الان در مصر و بسیاری از کشورهای اسلامی  قاریان قرآن اکثرا موسیقیدان و حتی خواننده نیز هستند . ساز هم می زنند . ( جایی دیدم که استاد عبدالباسط  محمد عبدالصمد  مشهورترین و بزرگترین و بهترین قاری تمام ادوار تاریخ جهان ،  نیز ساز عود را در دست اش گرفته بود و رو به یک بنده ی خدایی لبخند می زد . البته این فقط یک عکس بسیار قدیمی بود و فقط خود استاد عبدالباسط در عکس دیده می شد )   این مسئله برای مردم مصر و این کشورها جا افتاده است اما برای مردم ایران یک تابو و بدعت محسوب می شود !


( به یاد ماجرای دردناک مرحوم مشتاق علیشاه  افتادم که سالها پیش در میدان مشتاق شهر کرمان ساز می زد و مدح مولا علی می نمود . خشکه مقدسها به  حاکم شرع خبر دادند و اون احمق فتوای قتل این مرد را صادر کرد . به محض وقوع این جنایت ، با قلم قدرت الهی و با خون روی دیوارهای اطراف میدان مشتاق شهر کرمان این جمله نوشته شد : "  کشتید مشتاق علی را "  . هرچقدر این سفاکان بی شرف سعی کردند این جمله را  پاک کنند موفق نشدند و اینجا بود که مردم و اون به اصطلاح حاکم شرع فهمیدند که این نوازنده ی تار که نام مولی علی علیه السلام را به زبان می آورد یک انسان با خدا بوده و نزد خدا مقامی بالا داشته است . از آن زمان نام این میدان ، میدان مشتاق بود و هنوز هم مردم کرمان این میدان را مشتاق می خوانند . این   ماجرا حقیقت دارد . می توانید از مردم کرمان بپرسید ) . 



استاد محمد عمران قاری معروف مصری ،   هم خواننده بود هم آهنگساز هم قاری قرآن هم مبتهل . من هم تلاوتهایش را شنیده ام و هم خوانندگی هایش را . ایشان چند سال است که به رحمت خدا پیوسته است . روح اش شاد . 


استاد محمد رضا شجریان بزرگترین نابغه ی موسیقی جهان و بهترین خواننده ی تاریخ ایران و یکی از بهترین خواننده های تمام ادوار تاریخ جهان   تنها  خواننده ی ایرانی بود که قاری قرآن هم بود مناجات ربنا و مناجات افشاری را هم خواند دعای سحر را هم خواند . هم اینکه موسیقیدان و آهنگساز و محقق و پژوهشگر علم موسیقی و سازنده ومخترع چندین ساز موسیقی بود . ایشان یک استثنا بود . استاد شجریان  ، از مرحوم استاد سید جواد ذبیحی ( خواننده ی موسیقی اصیل ایرانی - آهنگساز - موسیقیدان - قاری قرآن - مبتهل و موذن   و مناجات خوان در دهه ی 50 شمسی که به حکم  دادگاه انقلاب اسلامی در اوایل دهه ی 60 شمسی   به ناحق و به طرز فجیعی اعدام شد و به شهادت رسید . به دستور شرور ملعون حجت الاسلام  صادق خلخالی لعنت ا... علیه  )  الهام گرفته بود . لذا همچون شهید سید جواد ذبیحی (ره)   یک  هنرمند چند بعدی بود و ذهنش باز بود . 

( اگر استاد ذبیحی به دست عوامل سفاک و خونریز وزارت اطلاعات ایران به شهادت نرسیده بود الان موسیقی و تلاوت قرآن  و مداحی اهل بیت در ایران در بهترین جایگاه بود و ما شاهد این تابوی لعنتی نبودیم  . لعنت خدا و نفرین ملائکه بر حجت الاسلام صادق خلخالی  حاکم شرع و رئیس وقت دادگاه انقلاب اسلامی )



 اما یک مشکل در کار مرحوم استاد محمدرضا شجریان  بود که نگران بود مردم پشت سرش چی بگند . درواقع نگران قضاوت مردم انقلابی ایران بود . . اما بعد که دید مردم از مناجات ربنا ی ایشان بسیار خوششان امد و محبت مردم به او صد چندان شد  فهمید که  تصورش از مردم ایران اشتباه بوده و بی جهت نگران بوده . 

لذا چندین  آیه از قرآن را نیز بعدا تلاوت کرد که می توانید از آپارات دانلود کنید . شاید هم خودم تلاوتهای استاد شجریان را اپلود کنم . 


البته در یکی از تلاوتهایش که من دانلود کردم و گوش دادم  ایشان اصلا تجوید را رعایت نمی کند ولی خب ایرادی ندارد . هرچه باشد ایشان خواننده ی ایرانی بودند نه قاری مصری . انتظار زیادی نباید از ایشان داشته باشیم  کمااینکه 99 درصد قاریان ایرانی نیز اصلا تجوید را رعایت نمی کنند و صاحب سبک نیستند و همه مثل هم قرآن می خوانند  ولی همیشه  قاری ممتاز بین المللی و استاد می باشند !!!!


تنها قاری ایرانی که صاحب سبک بود و بسیار زیبا و معنوی قرآن می خواند مرحوم استاد محمد تقی تسویه چی بود که در سن 21 سالگی بر اثر تصادف رانندگی  مرحوم شدند . روحشان شاد . واقعا صدای ایشان بسیار زیبا و معنوی بود و ایشان تنها قاری ایرانی است که صاحب سبک است . بقیه ی قاریان ایرانی حتی اون به اصطلاح اساتید ممتاز بین المللی همگی از روی دست همدیگه کپی برداری می کنند و اصلا سبک ندارند . اصول صداسازی را نیز بلد نیستند و در عوض به هنرجویان می گویند برو سبک ات را عوض کن در حالیکه خودشان هیچ سبکی ندارند !!!  همه مثل هم قران می خوانند لذا تلاوتهایشان  اصلا جذاب و دلنشین   نیست و واقعا حال ادم را بد می کند . 


شخصا میان قاریان قرآن فقط استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد و استاد سعید مسلم و استاد محمدتقی تسویه چی را قبول دارم زیرا این سه نفر  هم بسیار زیبا و معنوی و جذاب و تاثیرگذار قرآن می خواندند و هم صاحب سبک بودند  و کارشان را بلد بودند .  


مابقی قاریان اعم از مصری یا ایرانی یا ... اصلا جذاب و زیبا و معنوی نمی خوانند و صاحب سبک نیستند و شبیه به همدیگه می خوانند . 


 استاد کریم منصوری هم که از همان اوایل تا الان یک صدای پر از خش داشت و کلا   حنجره اش داغون شده و آثار تخریب حنجره را می توان در صدای ایشان پیدا کرد .  صدای استاد کریم منصوری نه زیباست نه جذاب است نه معنوی  است نه تاثیرگذار  نه صاف و زلال .  هیچکدام از این صفات را در صدای ایشان نمی توان پیدا کرد . ایشان فقط یک مقلد ناشی و ناقص از تلاوتهای استاد عبدالباسط بودند لذا خیلی زود حنجره اش خراب شد . 

هرکسی عبدالباسط نمی شود . همچنانکه هرکسی  تسویه چی یا ذبیحی یا  شجریان یا شهرام ناظری نمی شود . اینها ذاتا و بطور ژنتیکی صدایشان بسیار زیبا و معنوی بود و البته خودشان هم انسانهایی صادق و  خالص و معنوی هستند . مثلا استاد عبدالباسط همیشه از شیعیان دفاع می کرده و به شیعیان و حضرت زینب و امام حسین علیه السلام  ارادت خاص داشته و یکی  از تلاوتهای معروفش ( حشر- تکویر - فجر.  سال 1957 میلادی ) را در مسجد مشرف به حرم امام موسی کاظم علیه السلام و بعد از زیارت آن حضرت تلاوت  نمود  لذا معنویت امام کاظم در صدای استاد عبدالباسط کاملا مشهود است . 

استاد عبدالباسط یک قاری عامل بود یعنی به آیات قرآن عمل می کرد و چندین بار نصف ثروت اش را به فقرا و مستمندان  داد و به یکی از قاریان شیعی لبنانی نیز دوبار کمک مالی کرد و بسیار مهمان نواز و خوش اخلاق و مردمی و شوخ طبع بودند . 

همین عمل کردن به آیات قرآن باعث شد معنویت و جذابیت صدای ایشان صد برابر شود . طوریکه تاکنون هیچکس نتوانسته از این حیث حتی به گرد پای استاد عبدالباسط برسد . چون همه فقط بلدند قرآن بخوانند ( از جمله خودم )  اما حاضر نیستند به آیات قرآن عمل کنند  . لذا صدایشان اصلا به دل نمی نشیند . 


زیبایی صدای استاد عبدالباسط صرفا ژنتیکی نیست بلکه بواسطه ی عمل کردن به آیات قرآن نیز هست . 



در مورد استاد تسویه چی نیز همین را می توان گفت . عمل کردن به آیات قرآن و  روراست بودن با خودشان و با مردم . 


استاد محمدرضا شجریان نیز اگر مناجات ربنا را به ان زیبایی خواند چون واقعا به ان  اعتقاد قلبی داشت وگرنه تا این حد زیبا و معنوی و تاثیرگذار نمی شد . 

استاد محمدرضا شجریان را می توان نسخه ی تکمیل شد ه ی استاد سید جواد ذبیحی دانست . مرحوم ذبیحی فقط نتوانست ساز بسازد هرچند بدون ساز هم آواز می خوانده است . یعنی  کفتارها اجازه ندادند مرحوم ذبیحی به  این ملت خدمت کند . 

استاد محمد رضا شجریان خوشبختانه توانست از پس این کفتارهای حرامزاده برآید و قدرتمندانه تمام هنرش را به مردم دنیا و جهان نشان داد از جمله هنر ساز سازی .


سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان  در امریکا و اروپا استفاده می شود . در ایران هم استفاده می شود اما با مخالفت یک مشت موسیقیدان حسود روبرو شد . شجریان با هیچکس حتی دوستانش رودربایستی نداشت . وقتی مخالفت  حسین  علیزاده در رابطه با سازهای ابداعی را شنید سریع ایشان را حذف کرد و با گروهی جدید کنسرت برگزار کرد . 


شجریان به هیچکس باج نداد و از هیچکس نترسید . حتی از هم صنفی های خودش. 


ولی اگر من مثل استاد شجریان مشهور بودم بدون ذره ای ترس و نگرانی از قضاوت احتمالی مردم یا مسئولین ،  همزمان در صدا و سیمای ایران هم آواز می خواندم هم قرآن و هم مناجات و هم اذان و   این تابو را در ذهن مر م  ایران می شکستم و کاری می کردم مردم ایران مثل مردم مصر بروز شوند و این تحجر  و جمود فکری را نابود می کردم . 

حیف که از شهرت بیزارم و دوست دارم مخفی باشم  وگرنه حتما این تابوی لعنتی را در ذهن مردم و مسئولین ایران  می شکستم . 




2- من عصبانی نیستم . جدی هستم .  نمی دانم  چرا تمام بلاگرهای محترم بیان خیال می کنند من با عصبانیت و خشم پست می نویسم !  کدام عصبانیت ؟؟؟


کی گفته من در پست  IDE زبان اسمبلی  عصبانی بودم ؟؟؟  من عصبانی نبودم فقط کمی جدی تر از همیشه حرف زدم . اتفاقا متنی که نوشتم واقعا خنده دار است و خودم از خواندنش خنده ام می گیرد و اصلا موقع نوشتن اش عصبانی نبودم . من واقعیت را گفتم و نقد کردم  یک منتقد نباید نگران قضاوت مردم باشد  . در دعوا حلوا خیرات نمی کنند هرچند لحن من با شوخی و طنز نیز همراه بود . وقتی من از رفتارهای زشت و غیرانسانی ترولهای لینوکس حرف زدم واقعیت را گفتم . حالا شما فرض کنید من عصبانی بودم   بله اصلا من عصبانی بودم . ولی این خشم یک خشم مقدس است . 

گاهی اوقات باید مثل یک شیر غرش بکنی تا کفتارها و شغالها و روباهها  حساب کار دستشان بیاید و میدان را خالی کنند .  چاره ای نیست . باید جدی باشم . 


من جدی هستم . گاهی اوقات هم عصبانی می شوم ولی لزوما هیچکس را جر نمی دهم چون شریدر نیستم ! 


کار من جر دادن و تیکه پاره کردن کاربران نیست . این وظیفه ی سخت و طاقت فرسا یعنی جر دادن و تیکه پاره کردن مردم بر عهده ی سربازان گمنام امام زمان یا همان عوامل خونریز و بی رحم وزارت اطلاعات است  نه من . 


اگر کسی شما را جر بدهد و تیکه پاره کند عوامل وزارت اطلاعات هستند . من فقط یک تایپیست ساده و عادی هستم . نگران نباشید . هرگز شما را جر نمی دهم . می گذارم به زندگی ادامه دهید !!


می خواهید قضاوت کنید؟  خب ایرادی ندارد قضاوت کنید . می خواهید کامنت بگذارید و اعتراض کنید  و مرا نصیحت کنید . بازهم ایرادی ندارد . هرکاری دلتان خواست بکنید . من اگر جوابی در آستین داشته باشم جواب می دهم اگر نداشته باشم سکوت می کنم .  

تصمیم گرفته ام از این به بعد در پاسخ به کامنتهای شما فقط سکوت کنم . شما کامنت بگذارید و دلتان را خنک کنید . من فقط سکوت می کنم و به فکر فرو می روم و بعد هم سعی می کنم فراموش کنم . همین . 


من اصلا اهمیتی نمی دهم که شما در وبلاگهایتان و توی دلتان و پشت سر من چی می گید . اصلا برایم مهم نیست . هرچیزی خواستید در وبلاگهایتان یا در همین وبلاگ در کامنتهایتان بنویسید .  من اصلا ناراحت نمی شوم . 


درب  این وبلاگ به روی همه باز است . بیایید نقد کنید . اعتراض کنید . پیشنهاد دهید . درخواست کنید . اصلا هرکار دلتان خواست بکنید . من اگر حوصله داشته باشم جواب می دم . اگر حوصله نداشته باشم سکوت می کنم . 


اگر سکوت کنم بهتر است . هم برای خودم هم برای مردم ایران ! 


قبل از اینکه یکی از دوستان بیاید و بگوید: برای شما شیاف سکوت را تجویز می کنم !  خودم قرص مسکن می خورم تا سکوت کنم .  نیازی به شیاف نیست !!!


چرا از من یک   حیولا می سازید ؟؟؟  من فقط یک تایپیست ساده و بی سواد هستم . همین . من که خطری برای شما ندارم . 


من یک  موجود بی آزار و سر به زیر هستم و سرم توی لاک خودم هست  . کاری به خیر و شر هیچکس ندارم .  اگر باور نمی کنید  کامنت بگذارید . اگر جواب دادم  و با شما درگیر شدم انوقت می توانید مرا به دروغگویی متهم کنید . 


اگر هم سکوت کردم می توانید بگویید لابد جوابی نداشته و شکست را پذیرفته . خب خوشحال باشید . قرار نیست من همیشه پیروز میدان باشیم . بالاخره شکست نیز نوعی پیروزی است . 


بجز خدا همه ی موجودات شکست می خورند چون نقطه ضعف دارند .   اگر من از شما  می خواهم که سرباز خدا باشید  چون خدا هیچ نقطه ضعفی ندارد و شکست ناپذیر است و هیچکس حریف اش نمی شود و هیچ عیب و نقصی ندارد  و هرگز او را از دست نمی دهید و داغدارش نمی شوید و مجبور نیستید برایش عزاداری کنید چون  خدا هرگز به دنیا نیامده و از دنیا نخواهد رفت و همیشه زنده است و همیشه می توانید به او دل ببندید و او تنها کسی است که باید از او بترسید و اطاعت کنید . او خالق شماست و مرگ و زندگی تان فقط در دست اوست . پس به همین جهت باید فقط  سرباز خدا باشید . سرباز کسی که به دنیا  می آید و از دنیا می رود نباشید زیرا تولد و مرگ نقطه ضعف حساب می شوند . 

یک موجود کامل اصلا به دنیا نمی آید که بخواهد از دنیا برود .  


خدا هیچ نقطه ضعفی ندارد ولی تمامی موجودات که مخلوق اش هستند بلااستثنا نقطه ضعف دارند و نباید سربازشان باشید وگرنه در ردیف مشرکین قرار می گیرید . برای خدا شریک قائل نشوید . از پیامبران عظیم الشان  و ائمه ی اطهار و اولیای خدا بت نسازید . اینها همگی مقدس و محترم هستند و ولی امر هستند اما خدا نیستند و نباید در مقابلشان رکوع و سجود کنید .  شما نماز را در مقابل چه کسی می خوانید ؟؟ خدا یا پیامبر یا  امام یا ولی امر یا رهبر یا ...

معلومه در مقابل خدا  می ایستید و نماز می خوانید . در زندگی هم باید همینطور باشید یعنی فقط جلوی خدا خبردار باشید و احترام و سلام نظامی بدهید وگرنه مشرک محسوب خواهید شد . 


وقتی می گویید : الله اکبر .  دیگه  بعدش هیچ چیزی نگویید که خدا را خشمگین می کند  . برای خدا شریک قائل نشوید . بین احترام گذاشتن و پرستیدن فرق زیاد است . برخی ها بجای احترام گذاشتن به رهبر  ؛ او را می پرستند در حد خدا هم می پرستند و از رهبر و امام یک بت می سازند . خب این یعنی شرک و بت پرستی . 


ما بجز ولایت الله  ولایت دیگری نداریم . چون ولایت پیامبر و امام نیز در راستای ولایت خداوند است .  و صد البته جایی که آب است  تیمم باطل است . 



سرباز خدا باشید یعنی اینکه فقط خدا را بپرستید و فقط از خدا بترسید و فقط از خدا اطاعت کنید و فقط به خدا باج بدهید و فقط به خدا دل بندید . چون خدا همیشه در وجودتان هست و شما هرگز او را از دست نمی دهید . پس به هیچکس جز خدا دل  نبندید زیرا همه ی موجودات فانی هستند و ادم عاقل به موجودی که تولد و مرگ دارد دل نمی بندد .   تولد و مرگ یعنی نقطه ضعف . 


من شخصا بجز ولایت خداوند ولایت هیچکس دیگری را قبول ندارم. من مسلمان و شیعه هستم . برای چهارده معصوم احترام خاصی قائل هستم .  از کودکی تا الان  عاشق امام علی علیه السلام بودم و الان هم منتظر ظهور امام زمان سلام ا... علیه  هستم  اما  هرگز انها را همردیف با خدا نمی دانم . 


اگر همین فردا امام زمان ظهور کند  حاضرم در رکاب اش با دشمنان بجنگم و مطیع  اوامرش خواهم بود  ولی هرگز او را نمی پرستم زیرا او  خدا نیست . بنده ی خداست . 


اطاعت را با پرستش اشتباه نگیرید و یکی نکنید .  شما موظف هستید از مامور قانون یا فرمانده ی پادگان یا رهبر یا مسئولین  کشوری و لشکری  اطاعت کنید اما هرگز نباید انها را بپرستید و هرگز نباید به انها  دل ببندید یا از انها چیزی بخواهید . فقط به خدا دل ببندید و فقط از خدا چیزی بخواهید تا خدا شما را از تمام خلایق  بی نیاز کند . 

سرنوشت همه ی موجودات فقط در دست خدا می باشد . سرنوشت هر انسان نیز در دست خداست نه خود او . انسان فقط تا زمانیکه خدا بخواهد زنده است و آزاد است هرکاری که دلش می خواهد انجام دهد و سرنوشت خود را رقم بزند اما در کلیت ماجرا سرنوشت همه ی ما انسانها در دست خدا می باشد و ما این وسط هیچ کاره ایم و فقط در حدود اختیاراتی که  خدا به ما داده می توانیم یکسری کارها را انجام دهیم  و موفق شویم . 


آینده ی تمام انسانها در دست خدا می باشد .  سالها پیش یکی از فرماندهان رو کرد به من و گفت : ببین آقای محمدی آینده ی تو در دست من است و آینده ی من نیز در دست فرمانده ی پادگان . پس قوانین را رعایت کن و بی نظمی نکن تا آینده ات تباه نشود !!!!!


من در پاسخ به این انسان ظاهربین که معنای آینده را به درستی درک نکرده بود و افکارش کاملا مادی و دنیایی بود و  در بند ظواهر دنیا و بدنبال ارتقا درجه و ترفیع و پست و مقام  بود  سکوت کردم و چیزی نگفتم و فقط یک لبخند زدم و از  اتاق اش بیرون رفتم ! 


اما توی دلم به او گفتم : ببخشید ولی آینده ی من و شما و فرمانده ی پادگان و تمامی انسانها فقط در دست خداست و ما فقط ابزار هستیم و اوست که به ما اجازه می دهد آینده ای خوب برای خودمان بسازیم وگرنه اگر اجازه ندهد نه من اینده ای دارم نه تو نه فرمانده ی پادگان !!!


من از همان کودکی آدمی آزاد بودم و خودم را هرگز اسیر قوانین و مقررات ساختگی و تصنعی جوامع بشری نکردم . برای من فقط قرآن در حکم کتاب قانون است . بجز قرآن سایر کتب قانونی و سایر مقررات و قوانین و آیین نامه ها را اصلا و ابدا قبول ندارم . 


قانون فقط قرآن . 


قوانین ساخت دست بشر برای من پشیزی ارزش ندارند حتی اگر ظاهرا همسو و هم جهت با قرآن باشند .  اینکه قوانین جمهوری اسلامی ایران  مطابق با برخی قوانین قران است دلیل نمی شود که من این قوانین ساختگی را بپذیرم . من مستقیما قوانین قرآن را می پذیرم نه قوانینی که از قرآن مشتق شده  باشند وظاهرا همنوای با قرآن هستند .  

من همیشه دنبال جنس اصل و اوریجینال می گردم . در مورد قانون هم هیچ قانونی اصیل تر و معتبرتر از قرآن نمی باشد . 



نکته ی آخر:  هرچیزی که مرا محدود کند مرا از دست می دهد .  هرسیستم که بخواهد با قوانین عجیب و غریب اش مرا محدود کند من از ان سیستم بیرون می آیم  و آن سیستم مرا از دست خواهد داد . 


من بنده ی خدا هستم و آزاد هستم و بجز خدا  هیچکس دیگری را قبول ندارم . پس قوانین بشری را نیز قبول ندارم . من حق دارم آزادی بیان داشته باشم . 


من در جایی مطلب می نویسم که آزادی بیان باشد . اگر جایی به من بگوید که سیستم مسئول نوشته های تو نیست و تو خود باید پاسخگو باشی و ما تو را به مقامات تسلیم می کنیم من سریعا از ان سیستم  که عملا به شعور و انسانیت و ازادی من توهین می کند و خائن و ادمفروش و دیکتاتور باشد خارج می شوم . 


امیدوارم منظورم را از کل مطالب این پست خصوصا این پاراگراف آخر فهمیده باشید . اگر از محتوای این پست چیزی را متوجه نشدید بپرسید تا جواب دهم . 



وحید محمدی . وبلاگ وحیدمی 


https://vahidmy.blog.ir