بنام خدا


خشم آدم را ذلیل می کند :


دیشب،  نیمه های شب  چند کاربر ناشناس و روانپریش ،  شروع کردند به کامنت گذاشتن پای پستهای این وبلاگ و نصیحت پشت نصیحت . راهکار پشت راهکار .  لحن شون  مدام تغییر می کرد . بعضی اوقات خوب و مودبانه بود  برخی اوقات هم بد و دور از ادب و با حالتی  تحکم آمیز و با دخالتهای بیجا و تهمت و افترا  .


من  آن موقع ،   هم خسته بودم و هم  خواب آلود بودم و هم اعصاب ام بخاطر مشکلات زندگی ، از قبل ؛  خرد و خاکشیر   شده بود دندان درد و سردرد و چشم درد  هم داشتم ،  لذا نتونستم جلوی خشم ام  رو بگیرم  و با لحنی تند و پر از خشم  به این کاربرهای ناشناس  پاسخ دادم و عملا  نفهمیدم که دیگه چی شد .


متاسفانه این ترفند کاربران میهمان  بالاخره جواب داد و مرا به یک ترول تبدیل کرد .


واقعا برای خودم متاسفم  که  نتوانستم خشم خودم را  کنترل کنم و پاسخی مناسب به این افراد سودجو و مغرض و زامبی صفت ،   بدهم . 


الان حس خیلی بدی دارم و دلم می خواهد خودم را  بکُشم و راحت بشوم.. مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است .



من  توی وبلاگهایم  همه جا  از این وبلاگ بعنوان وبلاگ اصلی  نام بردم و از کاربران تمامی وبلاگهایم درخواست کردم که به این وبلاگ  بیایند و بی جهت وقت خودشون رو توی بقیه ی وبلاگها هدر ندهند . چون اون وبلاگها فقط بعنوان  هاست (آپلود سنتر )  بکار می روند و کاربرد دیگری ندارند . 


الان هم رسما می گویم  اگر می خواهید مرا و پستهای مرا پیگیر باشید فقط به همین وبلاگ  بیاید و تنها برای  دانلود کردن فایلها  به سایر وبلاگها بروید  . دانلود که کردید برگردید همینجا

من تمام وقت ، توی  همین وبلاگ  حضور دارم و  اصلا  قصد ندارم کاربرها رو  گیج و سردرگم کنم .  


من لینک این وبلاگ را تقریبا توی تمامی وبلاگهایم  گذاشته ام تا شما  بجز برای دانلود فایل برای هیچ منظور دیگری  به آنجا نروید .


اگر قرار به تدریس زبان اسمبلی باشد  همینجا در خدمت شما هستم .  


اینها را می گویم تا سردرگم و گیج و بلاتکلیف نشوید  و بدانید که من  فقط توی همین وبلاگ حضور دارم . 


لطفا  فقط همین وبلاگ را دنبال کنید و وقت تان را در بقیه ی وبلاگهایم هدر ندهید .  


بازهم بابت خشم و درگیری که با کاربران میهمان داشتم شرمنده ام و  عذرخواهی می کنم .   بدبختانه ما  آدم ها هرچقدر هم که صبور باشیم باز هم ،  در معرض خطر تبدیل شدن به ترول هستیم .


هیچ انسانی نمی تواند از تبدیل شدن به یک ترول  در امان  بماند   مگر با حفظ خونسردی و آرامش و پرهیز از خشم  . 


به قول یکی از روانشناس ها ،  همه ی ما ادمها در مواقعی  ناخواسته  به ترول تبدیل می شویم که علت اش  عدم کنترل خشم است .



من دیشب ناخواسته ترول شدم . هیچ انسانی از خطر ترول شدن در امان نیست . 


علتِ ترول شدن ، خشم است و خشم آدم را ذلیل می کند



بهرحال نیمه شب با  حالت خواب آلودگی و خستگی شدید و اعصاب خورد ،  ناخواسته  خشمگین شدم و جوابهایی به کامنتهای کاربران میهمان   دادم که ایکاش نداده بودم .  الان پشیمان هستم .  ولی چه فایده  . از چشم مردم افتادم و بی عزت و ذلیل شدم .  


امیدوارم ایندفعه بتوانم خشم خودم را  کنترل کنم  و  پاسخهای منطقی و عقلانی به کاربرها بدهم   . 


می دانم که کارم یعنی ساختن  دهها وبلاگ باعث سردرگمی کاربرها شده و عملا این خودش باعث کاهش بازدید وبلاگ اصلی ام  شده ولی دیگه کاری نمی تونم بکنم .  نمی تونم  این وبلاگها  را حذف کنم . چون دشمن زیاد دارم و اگر وبلاگهایم را  حذف کنم دشمنان ام یعنی هکرها ،  آنها را برمی دارند و توی شان برعلیه من  مطلب می نویسند و مرا از این که هست بیشتر ضایع می کنند  و مرا  بدنام و بی اعتبار می کنند و مرا به دردسر می اندازند . لذا هرگز هیچکدام از وبلاگهایم را حذف نمی کنم .


پس یک خواهش از بازدیدکنندگان محترم دارم و اینکه  آن  وبلاگها  را  بی خیال شوید و فقط به همینجا  سر بزنید .  البته اگر هنوز از  چشم شما نیوفتاده باشم . 



ای خدا !!!   چرا این اتفاق بدشگون برایم افتاد ؟؟  چرا با خشم و بی عقلی  ناخواسته به یک ترول تبدیل شدم ؟؟؟


آخه چرا من ؟؟؟   چقدر بدشانس ام .  از  درودیوار برایم بدشانسی می بارد .   



من پلیس نیستم ولی بعنوان کاربر عادی و دلسوز   با پلیس فتا و کارگروه  در جهت خنثی کردن حملات هکرها و مجرمین سایبری همکاری می کنم . هدفم فقط حفظ امنیت فضای مجازی و حقیقی است .  اصلا اهل آدمفروشی نبودم و نیستم . ولی توی فضای مجازی  همه جور آدمی پیدا میشه .  پس مجبورم  هرطور که شده  هکرها و مجرمین رو  به  پلیس فتا و کارگروه   معرفی کنم تا دیگه شاهد حملات سایبری و هجوم ملخ گونه ی ترول ها و زامبی ها و اسپمر ها  نباشیم . 


تنها علت همکاری من با پلیس فتا و کارگروه ، حفظ امنیت وبلاگها و سایتها و ... می باشد .


تکرار می کنم . من  آدم فروش و زیر آب زن  نیستم .   بابت همکاری با پلیس و کارگروه هم ، هیچ پولی نمی گیرم و کاملا  افتخاری  کار می کنم . 


بهرحال  اگر  علیه هکرها و ترول ها  حرفی زده ام  بخاطر این بوده که به همه  ثابت کنم  نیت  ام خیر بوده و اصلا قصد آدم فروشی و  خیانت را نداشتم . 


این دفعه سعی می کنم  خودم را  کنترل کنم و با آرامش و خونسردی به کامنتهای کاربران جواب بدم .   


امیدوارم  از چشم  خدا و  بندگان خدا  نیوفتاده باشم و  لااقل به اندازه ی یک  دانه ی   ارزن ،  اعتبار و آبرو  داشته باشم . 


من دیشب اصلا حالم خوب نبود و دندان درد و سردرد و چشم درد   داشتم  و  خسته و خواب آلود بودم  و  بخاطر مشکلات فراوانی که در زندگی دارم  اعصاب ام خرد و خاکشیر شده بود که یکدفعه  لشکری از ترول ها و زامبی ها ریختند روی سرم  و من رو عصبانی کردند . 


حرفهایشان ظاهرا درست و منطقی بود ولی لحن شان تند و عامرانه و همراه با دخالت و توهین و تهمت  بود  .  من هم طاقت از کف دادم و  شد انچه که نمی بایست بشود .


ایکاش خشمگین نشده بودم .  ناخواسته ترول شدم .   خشم آدم را ذلیل می کند .



باز هم تکرار می کنم :  لطفا فقط به این وبلاگ سر بزنید و از وبلاگهای دیگر فقط برای دانلود کردن فایلها استفاده کنید  . 


وبلاگ وحیدمی   مرکز اصلی  تمامی وبلاگهایی است که برای احیای زبان برنامه نویسی اسمبلی ساخته ام . 


وحیدمیاسمبلی

+

+

+

بروزرسانی:


کلمات کلیدی مفقوده ی این پست :


خاکشیر

وحیدمی

اسمبلی

دندان درد 



متاسفانه نمی توانم این کلمات کلیدی را به این پست اضافه نمایم زیرا شرکت بیان این اجازه را به من نمی دهد که بیشتر  از 10 کلمه ی کلیدی برای هر پست تعیین نمایم . 


تاریخ بروزرسانی :

یکشنبه 28 شهریور 1400 شمسی 


+

+

+

جدیدترین بروزرسانی:


من مقداری پول اضافی داشتم و تصمیم گرفتم به قول معروف سر کیسه را شل کنم و بابت کلمات کلیدی مورد نیازم ، به شرکت بیان پول بدهم . امیدوارم که این شرکت ، طبق گفته ی خودش ، بعد از گذشت یکسال ، این کلمات کلیدی را حذف نکند و پول مرا نابود ننماید .


تاریخ آخرین بروزرسانی :


دوشنبه  5 مهر 1400 شمسی .



+









وحید محمدی - وبلاگ وحیدمی


https://vahidmy.blog.ir